داود بن محمود القيصري
69
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
به مرتبهء عين تنزل مىنمايد ، اگر از وجود منشأ ظهور ماهيت به اضافه و نسب تعبير كنيم ، اضافه و نسب از سنخ اضافهء و نسب داخل در سنخ ماهيات نمىباشد . اين مطلبى است كه متأخران از أرباب عرفان در آن بحث نمودهاند و مؤلف محقق در مقام اثبات آن از راه برهان برآمده و گفته است - ص 10 - : « و اعلم أن كل أحد من أهل العالم لا يشكّ في كونه موجودا ، و وجوده لذاته و الا لدار أو تسلسل » منظور أو اثبات وجوب بالذات جهت وجود است ، و چون هر فردى از افراد أنواع مختلفه در نظام وجود مركب است از جهت وجود كه مساوق وجوبست و ماهيت و عين ثابت كه قابل وجود است و از ناحيهء تجلى وجودي مبدأ وجود تحقق يافته است و اگر حق باسم رحمان تجلى در مظاهر و أعيان ننموده بود ، عالم در عدم أزلي خود باقي مانده بود و عين و اثرى از ما سوى اللّه نبود . از آنجا كه ماهيت بحسب ذات نه موجودست و نه معدوم ، قهرا بتحقق وجود و ضميمهء هستى مصداق موجود واقع شده است و أصل وجود - لذاته - موجودست ، و اين كه لذاته و بذاته تحقق دارد ، عين حقيقت وجودست ، چون هر وجودي قطع نظر از ماهيت منشأ تقيد و حد وجود ، وجود مطلق و غير مقيد به حدست . به عبارت ديگر وجود از آنجا كه وجودست واجب و بحسب ذات مطلق است و قيد كأنه امرى عارض بر وجودست . از وجود بما هو وجود تعبير به كلى طبيعي وجود نمود كه اين طبيعى